10 ماهگی

سلاااااااام


Rayan Ryan

پسرکِ من دو رقمی شدنِ ماه های عمرت مبارک عشقم...
چقدر خواستنی تر و خوردنی تر و بزرگتر شدی و چقـــــــــــــــدر منو عاشق تر کردی

قد 78.5  ||| وزن 9500 ||| دور سرش رو یادم رفت بگیرم اما عوضش دور ِ مچش رو که برای خاله فریدا اندازه زدم 12 سانت بود (خودم 15 سانت!)


Rayan Ryan

-     6 مرداد 92 برای اولین بار رایانی رو بردیم تاب سواری تووی پارک (شهریار)... دیشب 7 مرداد 92 بازم بردیمش تاب سواری کنه، اینقــــــــــــــدر دوست داشت که تا بغلش میکردیم گریه میکرد و بازم تاب میخواست!!! روی نیمکت نشسته بودم و از دور نگاهش میکردم، کوچولوترین نی نی محوطه بود و همه با لبخند و ذوق نگاهش میکردن، حتی پسر بچه ها صدای آخی آخی گفتنشون میومد... تا توی تاب نشست سریع زنجیرها رو گرفت، انگار یه عمر تاب بازی کرده و بلده... یه خانمی دیشب به رایان میگفت نترسسسس چرا محکم گرفتی؟؟؟ توو دلم گفتم این ترس نیست، هوشیاریه، چون احساس کرده که واقعا میتونه از پایین سُر بخوره و خدای نکرده بیفته...
تمــــــــــــــــــــــــامِ مدت حواسش به نی نی های دیگه بود و چشم ازشون برنمیداشت، به زور تونستم عکسی بگیرم که به دوربین نگاه کرده باشه... خلاصه بابایی تصمیم گرفت کادوی دو رقمی شدنِ ماهش براش تاب بخره


Rayan Ryan

-     نمیدونم از تغییراتش چی بنویسم از بس که ظریف و وصف نشدنی هستن... ما رو «اِی» صدا میزنه!!!

-     توو تخت پارکش ساعت هـــــــــا میشینه و با اسباب بازیاش بازی میکنه و خیلی بانمک با خودش حرف میزنه یا تلویزیون نگاه میکنه

-     حرف «د» رو خیلــــــــــــی زیاد میگه


Rayan Ryan

-     توو صندلی ماشین که میشینه بیشتر به بیرون دقت میکنه و نگاهش متفاوت شده

-     غذا خوردنش بگیر نگیر داره، یه روز خوب میخوره و یه روز لب به هیچی جز شیر نمیزنه... منم سخت نمیگیرم و گیر نمیدم
یه روز 1 اسکوپ میخوره یه روز 6 اسکوپ 

-     از دیشب توو روروئکش عمداً عقب عقب میره و کلی با خودش حال میکنه:))


Rayan Ryan

-     تا از خواب بیدار میشه منو صدا میکنه... مـــــــــــــــامممممم

-     با من خیلی آروم و آقاست، اما تا چشمش به بابایی میفته خیلـــــــــــــی شیطون و بازیگوش میشه و همون اول از راه دور صدای ذوق درمیاره :))

-     داریم تلاش میکنیم که آقا رایان به جای ساعتِ 9 و 10 شب 11 و 12 بخوابه تا اینقدر شبا بیدار نشه... آخه چند ساعتِ اول رو خیلی عمیق میخوابه اما بعد از 6 ساعت بدخواب میشه و هر یک ساعت گریه میکنه... 9 میخوابه و ساعت 2 و 3 نصف شب که ما تازه چشممون گرم شده بیدار شدن هاش شروع میشن


Rayan Ryan

-     اگه چیزی یادم اومد مینویسم


-     25 مرداد 92... دندون چهارم عسلکِ مامان رویت شد... نیشِ راست

/ 10 نظر / 14 بازدید
مریم

چه عکسای قشنگی میگیرید از پسرتون[لبخند]

مریم

چه عکسای قشنگی میگیرید از پسرتون[لبخند]

زهره

خوب با تاب شروع شد هدیه های بابایی رایان جونم انشالله چند ساله دیگه کادوش ماشینه دیگه مگه نه [گل][گل][ماچ][ماچ] انشالله که عزیزه با نمک من 120 ساله بشی نمکدون من [ماچ][ماچ][گل][گل] بوس واسه مامان گلت وخودت

زهره

خوب با تاب شروع شد هدیه های بابایی رایان جونم انشالله چند ساله دیگه کادوش ماشینه دیگه مگه نه [گل][گل][ماچ][ماچ] انشالله که عزیزه با نمک من 120 ساله بشی نمکدون من [ماچ][ماچ][گل][گل] بوس واسه مامان گلت وخودت

persian mom

انگشته پاشووووو نگاااا جمع کرده [قلب]

مامان رايان

اخي مباركه دو رقمي شدنت پسمل گلي ايشالا كت و شلوار عروسيت ايشالااااااااا

زهره مامان آرسام

رایان جون خاله خیلییییییییییییییییییییی دوست دارم خیلی خیلی دوست دارم یروزی از نزدیک ببینمت و یه ماچ گنده نثارت کنم عسییییییییییسم لی لی جون خدا رو شکر که پسمل طلا داره حسابی آقا تر میشه بوس بوس

sweetdays

سلااااااااااااممممم خوشمزه من....نازکم چه بزرگ و مرد شده برا خودت انشا.. 1200ماهه بشی جیگرکم...کت شلوار دامادیتم بپوشی عکستو برامون تو وبت بذاری خاله جون

مامان پارمیس

خدایا دلم رفـــــــــــــــت برای این پسمل طلا خیلی دوست دارم خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــی هم تو گل پسملو هم مامان لیلی رو[ماچ][گل][ماچ][گل][ماچ][گل][ماچ]

فرزاد

سلام