جشن های تولد!!!

بعد از مدت ها سلام

7 مهر برای تولدِ رایان کلی نوشتم و فرستادم... چند روز بعدش اومدم سر بزنم که دیدم پستم غیب شده!!! خیلـــی ضدحال بود، بخاطر همین متنِ کوتاهِ پستِ قبل رو نوشتم و موقتاً سیو کردم تا کم کم مطالبی که پریدن رو بنویسم... اما نشد و اصلا یادم نیومد

پستِ امروز فکر کنم طولانی تر از معمول بشه و دو قسمتی باشه، و البته توقعی هم ندارم که همه رو کامل بخونید...
تا اونجایی که حافظه یاری کنه مینویسم

- 3 مهر 92 توو هپی هوس یه جشن گروهی با مامان ها و نینی های همسن رایانی گرفتیم... البته یه جشن کوچولوی جدا هم برای رایان بود با کیک اختصاصی و شامِ تولد رایانی... در کل خوب بود و خوش گذشت... دوستای عزیزم زحمت کشیده بودن و برای پسر کوچولوی مهربونم کادوهای خوشگل آورده بودن که جا داره توو وبلاگ رایانی هم از محبت و لطفشون تشکر کنم.
تنها ایرادِ هپی هوس شامشون بود؛ سینی 10 نفرشون برای 5 نفر کافی بود!!!  زرشک پلوشون انگار رب نداشت و زرد بود!!! سالاد 10 نفره فقط کمی بزرگتر از بشقابِ معمولی بود... کلا" اصلا" راضی نبودم و همسرمم وقتی عکس ها رو دید خیلی خیلی ناراحت شد اما بخاطرِ ارزشِ دورِ همی بودنِ جشنمون چشم پوشی کردیم...
این هم دو تا عکس از جشنِ گروهی(متاسفانه عکس مناسبی از جمعِ نینی ها که 17 تا گوگولیِ خوردنی بودن ندارم) :

اولی:
Rayan Ryan

دومی:

Rayan Ryan

- 7 مهر، روز تولدِ رایان ما به مالزی پرواز داشتیم تا در کنار بابابزرگ جون و مامان بزرگِ مهربون و خاله ها و دایی ها باشیم؛ با حدود 1 ماه تاخیر بالاخره تولد رایان رو گرفتیم؛ علت تاخیر هم ناشناس بودن محیط این کشور برای تهیه لوازمِ جشنِ تولد بود! که بالاخره با وسواسِ زیاد خودم ردیفش کردم و تونستم تمِ رنگین کمون موردِ نظرم رو حداقل تا 80 درصد اوکی کنم و راضی بشم!

برای کیکِ تولد هم شیرینی فروشی که نزدیک باشه پیدا نکردیم، بعد از چند هفته گشتن بالاخره دل به دریا زدم کیک رو خودم پختم و الحق که عالی شده بوده (از لحاظ مزه)... زحمت مینی پیتزاهای خوشمزه گردنِ خاله حنوش بود، الویه رو هم شب قبل اماده کردم، و همچنین ژله های رنگین کمونی و نوشابه های رنگی و لیبل های آب معدنی...
خاله حنوش یه شیرینی پنیری خوشمزه که اختراع خودش بود هم به میز تولدمون اضافه کرد، واقعا عالی شده بود
نصب یه عالمههههه بادکنک های خوشگل که شبیه کارتون Up شده بود هم کار مامان بزرگِ مهربون و با سلیقه ی رایان جون بود که حیف عکس خوبی ازشون نگرفتم...
بابایی و خاله ها توو کات کردن تزیینات گاهی کمک کردن
خلاصه همه چیز شاد برگزار شد و خدا رو بابتش شکر میکنم
تمامِ هدیه ها بعلتِ مسافر بودنمون نقدی بود (از ذکر مبلغ بنا به دلایلی معذورم)
جمعاً با رایانی 8 نفر بودیم و همین برای خاطره سازی کافی بود
3 تا عکس:

نمای کلیِ میزِ کوشولوی ما:

Rayan Ryan

نمای نزدیک

Rayan Ryan

و داخلِ کیک

Rayan Ryan

- و اما کادوهای مامان و بابا به پسر کوچولوی دوست داشتنیو مهربونشون دو تا بود:

اولی

Rayan Ryan

دومی

Rayan Ryan

ادامه در پستِ بعد...

/ 7 نظر / 64 بازدید
شقایق

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] عزیزم هزار ماشالله ژسرت خیلی بانمکه زنده باشه اسمش هم معنیخوبی داره ژوتاریخ تولدش هم تاریخ جالبیه

ماميه بارمان

سلام عزيزم، خوبي خانم كل، تقريبا هر روز به وبلاكت سر ميزدم تا عكساي تولد رايانيو ببينم، خداييش كم كم داشتم نكران ميشدم ماشاالله هر روز ناز تر ميشه، ادم از ديدنش سير نميشه ان شاالله تدارك عروسيشو ببينيد خيلي مراقب كل بسري نازت باش، از طرف من محكم ببوسش بكو از طرف خاله سحر مجازي

الهه مامان امیر محمد

تولدت مبارک گل پسری. انشالله 120 ساله بشی گلم. تو جشن تولدت هم همه چیز عالی بوده تزیینات کیک شام و کادوها. دست مامان و بابای مهربونت درد نکنه.

زهره

آخی خیلی خیلی تزیین قشنگی شده بود خانم هنرمند کیک هم خیلی زیبا بود انشالله همیشه کنار هم سالم باشین تولد صد و بیست سالگی رایان از اون دعاهای قدمت دار کردم[چشمک][نیشخند][ماچ]

الی

سلام عزیزززززززززززم تولدت مبارک رایان قشنگم دست همه دست اندرکاران تولدتم درد نکنه همه چی عالی بوده از همه چی بیشتر کیک ای لیلی کلک اینو چطور درست کردی؟آفرییییییییییییین واسه همتون شادترین روزهارو در کنار هم آرزو دارم

شهرزاد

وای چه تولد رنگارنگ و شادی خیلی از تمش خوشم اومد کیکش و که دیگه نگوووووو حتما" خیلی هم خوشمزه بوده[دلشکسته]